شير بى يال و دم و شکم

 برگرفته از مثنوى مولوى

برگردان به نثر: فرزانه دعوتى

ویراستار: مرال دهقانى

گوينده: فرزانه دعوتى

نقاشی: نجمه واحد

 

مرد جوانی بود کھ دوست داشت بدنش را خالکوبی کند. در آن زمان رسم بود كھ پھلوانان بدن خود را خالكوبى كنند. آنھا نقش و نگاری از حیوانات قدرتمند یا جملاتی از فیلسوفان و شاعران را براى خالکوبی انتخاب مى كردند.

 


نظرتان در مورد این داستان چیست؟

Kommentar schreiben

Kommentare: 0